|
KHORAMABAD = لرستان : سرزمین گنجهاي نهان = Reza Jaydari
|
سال 58 از خيابان خيام به اين محله آمديم. خياباني زيبا به نام سازمان(معلم) كه اگر چه بن بست بود اما افقهاي بازي پيش روي ساكنانش مينهاد. سمت چپ و راست منزل ما بازماندگان افراد تاريخساز شهر و ديارم ساكن بودند. مرحوم نصرتاللهخان واليزاده فرزند حاج سيفاللهخان در منزل شرقي و مرحوم رحيمخان نصيرمقدم فرزند مرادخان جودكي در خانهي غربي.
آن دورتر هم بزرگاني چون حاج اسحاق كشوري و حاج خسرو ميرزايي منزل داشتند. نام بردن از بزرگاني كه هر يك از تيره و تبار والايي از لرستان بودند و افتخار سكونت با آنها در یک محله، باعث شد عشق به تاريخ در دلم روشن شود.
كوچهاي بالاتر از خانهي ما هم حاج اسدالله ساكي سكونت داشت. از محضر حاجي اسد بهرهها برديم و داستانها و روايتهاي اجداد و پيشينيانمان را با بياني شيرين از لسان وی شنيديم. تصويرهاي ناب و ديدني از لرستان و ساكنانش كه طي سالهاي متمادي توسط ایشان گردآوري شده بود، زينتبخش كتب محققين ديارمان گردید.

سرانجام ديدگان حاجي اسد، 3 آبان 1388 در همان منزل قديمي كه چشم ما را به نسبت به زادگاهمان بينا كرده بود، براي هميشه به روي دنيا بسته شد. روحش شاد
نمونهای از عکس های قدیمی نگهداری شده توسط ایشان: جمعی از تجار و معاریف خرم آباد سال ۱۳۱۱
لرستان از ديرباز مهد پرورش بزرگمرداني بوده است كه تاريخساز بودهاند. اين بار گوشهاي هر چند كوچك از تاريخ اين خطه را نه از اول به آخر، كه از آخر به اول ورق ميزنيم، باشد يادي نمائيم از آنها كه هر چه داشتند در طبق اخلاص نهادند تا مبادا يك وجب از خاك وطن عزيزمان توسط بيگانگان اشغال شده و زير چكمههاي آنان لگدمال گردد.
به رسم قدرداني، يادي مينمايم از جانفشانيهاي 2 تن از فرزندان دلير لرستان:
امير سرتيپ بهمن صفاييراد فرزند سرهنگ محمود صفاييراد ميباشد. زندهياد محمود صفاييراد قريحهاي در سرودن شعر داشت و از دليران و وطنپرستان برجستهي اين آب و خاك به شمار ميرفت و امير گفتههاي خود را با كلامي از پدرش آغاز ميكند:
«گر چه فرزندان ايرانزمين را بلوچ، ترك، كرد، فارس، آذري و ... تشكيل ميدهند، ليك لر، دردانه فرزند و فخر ميهن است و من افتخار ميكنم كه خود لر هستم و از تبار نوادههاي سران آزاديخواه مشروطيت»
سرهنگ بهمن صفاييراد خود را اينگونه معرفي مينمايد:
هنگامي كه كلاس چهارم ابتدايي بودم، پدرم به خرمآباد منتقل شد. دوران تحصيلي ابتدايي را در دبستانهاي 17 بهمن و شاهپور و متوسطه را در دبيرستان پهلوي سپري نموده و به اخذ مدرك ديپلم رياضي نائل شدم. پس از طي نمودن دوره افسري، به علت عشق و علاقهي وافر به خرمآباد _ سرزمين لالههاي سرخ و باصفا_ بازگشته و لشكر خرمآباد را انتخاب نمودم. همين جا ازدواج نموده و زندگي پر عشق و اميد و مالامال علاقه به لرستان را آغاز نمودم.
دوران 8 سال دفاع مقدس را در كنار ياران خوب و فداركارم پرسنل جان بر كف لشكر 84 پياده لرستان، از معاونت تيپ تا فرماندهي لشكر، با تمام وجود و عشق و علاقهي وافري كه به مردم ميهنم داشتم، در پاسخ به محبتهاي بيدريغ آنها، انجام وظيفه نمودم. ظرف اين مدت، بسياري از ياران باوفا و فداكارم را در جبههها از دست دادم...
سالهاي پس از جنگ، سعي در سازندگي داشتم بلكه بتوان دينم را به مردم خوب سرزمينم ادا كنم. اسكان و استقرار تمامي لشكر در يك نقطهي لرستان از نظر اقتصادي براي پرسنل و مجموعهي استان مؤثر بود كه به حمدالله موفق به اين كار شدم. احداث و سازندگي جادهي كمربندي خرمآباد انديمشك به جادهي كوهدشت، بازسازي مهمانسراي لشكر و باز نمودن راه دسترسي به قلعهي فلكالافلاك از ميان سينماي تابستاني لشكر، ترميم و احداث پل جادهي نوژيان، واگذاري قسمتي از زمين تيپ واقع در منطقه شاهآباد(مطهري) خرمآباد جهت احداث پارك، واگذاري 75 هكتار از زمينهاي خلد برين(آموزشي هنگ سوار سابق) به كاركنان فداكار لشكر، مركز آموزشي 07 و باباعباس، احداث زمين فوتبال، سالنهاي ورزشي و مسجد در سربازخانهها و خانههاي سازماني منطقه بدرآباد، همچنين با مساعدت دكتر فريد_ نماينده وقت مردم خرمآباد در مجلس_ اقدام به تعريض جاده از ميدان شقايق خرمآباد تا بدرآباد نموديم.
احداث فروشگاه اتكا و دبيرستان دخترانه در بدرآباد، بازسازي تأسيسات برق و موتورخانههاي منازل سازماني، استقرار تيپ2 در سراب نيلوفر(چنگايي) با كمك مسئولين محترم محلي در سازمانهاي مختلف از جملهي اين اقدامات بود. همچنين به همت همكاران باوفا و فداكارم، در حد امكان سعي در معرفي كاركنان جوان جهت ادامه تحصيل در دانشگاهها و مراكز آموزش عالي نمودم.
از آن جا كه از دوران جواني من و برادرانم علاقهي وافري به ورزش داشتيم، علاوه بر احداث اماكن ورزشي، فعاليت تيمهاي لشكر را در رشتههاي فوتبال، واليبال، كشتي، جودو و تيراندازي را به صورت جدي دنبال نموديم كه اين تيمها بعضاً به مقام قهرماني نزاجا نيز دست يافتند. همواره سعي مينمودم در مسابقات ورزشي از وجود پيشكسوتان ورزشي استان استفاده نمائيم و ياد اين عزيزان را زنده نگهداريم و از ايشان قدرداني به عمل آوريم.
نيك است تشكري نمايم از مسوولين وقت ارگانها، ارباب جرايد و صدا وسيما كه ما را در آن زمان تشويق و ترغيب مينمودند و همچنين از شما برادران عزيزم كه اين فرصت كوتاه را به اين خدمتگزار حقير داديد و گر چه امروز در تهران روزگار ميگذرانم ليك سخن آخرم با مسوولين بومي ديارم است كه هر كدام هر چه در حد توان دارند در راه اعتلاي موطن زيباي خود لرستان تلاش نمايند بلكه لرستان گلستان شود كه به يقين با وجود مردم خوب و فداكارش اين لياقت را دارد. به اميد داشتن لرستاني آباد و سربلند.

به هر حال شرح دلاوريهاي شيرمردان لرستان را در ميدانهاي نبرد همواره شنيدهام و دريغ دارم در اين روزگار، از آنان كه هرگز نديدمشان اما برايم بسيار آشنا به نظر ميآيند يادي ننمايم. از ديگر دلاوراني كه آوازهي ذكاوتش در طراحي عملياتهاي نظامي خاك لرستان و بلكه ايران را فرا گرفته، سرهنگ «حسنرضا كلانتري» است.
زندهياد كلانتر امروز خموش و آرام در ابتداي گورستان صالحين خرمآباد خفته است، اما جوش و خروش ديروزش در دشت عباس، نهرعنبر و عينخوش و ... از خاطر حماسهسازان روزهاي خون و آتش نخواهد رفت. هم او بود كه سال 1359 براي مدتي در جوار رهبر انقلاب در مناطق عملياتي، شجاعت، غيرت و دلاوري لرها را به منصهي ظهور گذاشت. آن چنان كه رهبر انقلاب بعدها فرمودند: بنده در سالهاي جنگ تحميلي، شاهد رشادتها و دلاوري لرستانيها بودهام. نبرد لرها، بيش از آن كه شنيدني باشد، ديدني است.
در رساي رشادت كلانتر سرودهاي از حميد ايزدپناه، شاعر و محقق لرستاني، ذكر ميكنم كه زينتبخش سنگمزار اين شيرمرد است:
اندر اين خوابگاه و بستر آن پدر مهرپروري خفتهست
مير لشكرشكن به صحنهي رزم مهرآئين دلاوري خفتهست
اي خاك در چشم روزگاران باد زان كه اين جا كلانتري خفتهست
(اين مطلب شهريور 1387 در نشريه سيمره منتشر شد)

سال 1359: سرهنگ کلانتري فرمانده لشکر 84 لرستان(چپ) در کنار حضرت آیتاله خامنهای(راست)
سال ۱۳۶۳ كلاس دوم ابتدايي در دبستان مراد داوودي خرمآباد درس ميخواندم. این دبستان در خيابان شهداي شرقي قرار داشت يعني جايي كه امروز بانك رفاه آنجا واقع است. مدير دبستان ما زندهياد حشمت رشيدي خواننده و هنرمند لرستاني بود.
هفتهی قبل در لا به لای وسایلم، چشمم به پروندهي تحصيليام افتاد و با ديدن كارنامهها، خاطرات شيرين آن دوران زنده شد. يادش بخير! اين تصوير كارنامهي كلاس اول ابتدايي من در سال تحصيلي 63_ 1362 با امضاي مرحوم رشيدي است:

(براي مشاهدهي عكسها و مطلبي در مورد رشيدي اينجا كليك كنيد)
در همين سال، به جاي مرحوم علياصغر رستمي كه بر اثر بمبباران هواپيماهاي عراقي شهيد شد، ناظم جديد و با ابهتي به نام رمضان پرورده به دبستان ما آمد. اتفاقاْ او هم هنرمند بود و اشعاری به زبان محلي در رساي وطن ميسرود. بعدها، دست تقدیر مرا با آقاي پرورده در آموزش و پرورش لرستان همكار نمود. البته ايشان 3 سالي هست كه بازنشست شده، اما همچنان به همكاريهاي جانبي بخصوص با آموزش و پرورش استثنايي استان ادامه ميدهد.

بین آثار باستاني خرمآباد، طاق پل شكسته(پل شاپوري) مظلوميتي غريب دارد. این پل عظیم قرنهاست در جنوب خرمآباد، تك و تنها، چون خرابهاي بيارزش بر جاي خود استوار است. استاد پرورده در رساي اين اثر بيبديل و شاهكار هنر پلسازي، سرودهاي زيبا و غمانگيز به نام «طاقپيل» به لهجهي لري قرائت نمود كه چند بیت از آن را با صداي خودش در وبلاگ ميگذارم:
دانلود شعر طاقپيل با صداي رمضان پرورده به مدت يك دقيقه و ۱۰ ثانيه به صورت Mp3
مرداد ۱۳۸۶ نيز سرودههایي از حميد ايزدپناه و عزيز بيرانوند(بازوند) را با صداي خودشان در وبلاگ نهادم كه ميتوانيد براي دانلود و شنيدن آنها روي لينك زير كليك نماييد:
سال گذشته استاد حسين سالم(1387-1315) فرزند استاد همتعلي سالم(1375-1294) نوازندهي شهير كمانچه درگذشت، اما يادگاري به نام حسن از خود بر جاي نهاد كه هنرش و يادش را زنده نگه خواهد داشت.

چندي پيش به اتفاق استاد صادق سيف(خطاط و نوازنده لرستانی) به فروشگاه لوازم موسيقي مهدي شجاعي در خيابان مطهري سري زديم و شاهد هنرنمايي اين جوان بوديم كه با كمانچهاش اعجاز ميكرد.
دريغم آمد كه گوشهاي از هنر وي را براي لرستانيهاي سراسر جهان به اشتراك نگذارم. از زندهياد حسين سالم 3 پسر و 3 دختر بر جاي مانده كه حسن كوچكترين فرزند وي ميباشد. نوازندهي 21 سالهي لرستاني از راه تدريس هنر اجدادياش امرار معاش ميكند.
دانلود قطعهاي با اجراي حسن سالم به مدت يك دقيقه و هفت ثانيه (كليك كنيد)
***
همچنين يادي کنم از ۲ هنرمند و هنرپیشه فقيد لرستاني: خردادماه سال 87 مرحوم محمد رايگان بازيگر و نمايشنامهنويس پیشکسوت خرمآبادي درگذشت. وي پدر مسعود رايگان هنرپيشهي سينماي كشورمان بود.
26 خرداد امسال نيز ابراهيم جوادي ديگر هنرمند شهرمان بدرود حیات گفت. مرحوم جوادي در دوران تحصيلي راهنمايي(اواخر دههي 60)، دبير هنر ما بود. وي در چند فيلم و سريال ساخته شده توسط كارگردانهاي بومي استان به ايفاي نقش پرداخت. روحشان شاد و يادشان گرامي باد.
|
|
|